به نام خدا
اگر مثل آدم خداحافظی كنی، غصّه میخوری، اما خيالت راحت است. امّا، جدايی بدون خداحافظی بد است، خيلی بد، يك ديدار ناتمام است، ذهن ناچار میشود هِی به عقب برگردد و درست يك ذره مانده به آخر متوقف بشود... انگار بِروی به سينما و آخر فيلم را نديده باشی..!
كتاب: ترلان
از: فریبا وفی
برچسب:
نویسنده: پرنیا نیکنام
به نام خدا
وقتی بچه هستی برای این که پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله میکنند "اگر همه از بالای پل بپرند پایین تو هم باید بپری؟" ولی وقتی بزرگ می شوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می آید و مردم می گویند "هی. همه دارن از روی پل می پرن پایین، تو چرا نمی پری؟"
کتاب: جز از كل
نوشته: استیو تولتز
برچسب:
نویسنده: پرنیا نیکنام
برچسب:
نویسنده: پرنیا نیکنام
به نام خدا
وقتی چیزی مرا رنج میداد، درموردِ آن با هیچکس حرفی نمیزدم. خودم در موردش فکر میکردم، به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم. نه اینکه واقعا احساسِ تنهایی بکنم، نه، بلکه فکر میکردم که انسانها، در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات دهند.
کتاب: جنگل نروژی
نوشته: هاروکی موراکامی
برچسب:
نویسنده: پرنیا نیکنام